... کجایی آقا ؟

آسمان، غرق خیال است، کجایی آقا ؟

 آخرین جمعه سال است، کجایی آقا ؟

یک نفس، عاشق اگر بود زمین، می فهمید؛ 

عاشقی، بی تو محال است، کجایی آقا ؟


******

الا ظهور تو، عید تمام منتظران      بیا که بی تو بود تلخ، کام منتظران.
به نغمه های هزاران، نیاز نیست که هست      نشاط، بی گل رویت، حرام منتظران.
بیا ز ساغر چشمت، شراب وصل ببخش      که پر ز خون جگر، گشته جام منتظران.
تو بامداد وصالی، پس از سیاهی شب      تو، آفتاب امیدی، به بام منتظران.

******

زمستان، خسته شد از بی بهاری       جهان، می لرزد از این بی قراری.
گمانم؛ جمعه ای باقی نمانده،       خدایا! تا به کی چشم انتظاری؟


******
اللّهم عجّل لولیک (ع) الفرج.

/ 0 نظر / 37 بازدید