« درد دل با امام زمان (عج) »

( اشعار و دل نوشته ها )

... کی به آخر نفس این شب یلدا برسد؟

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ...

دَخِیلِکَ یا وَصِیَّ الحَسَنِ وَ الخَلَفَ الحُجَّةَ اَیُّهَا القائِمُ المُنتَظَرُ المَهدِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَنا وَ مَولانا ... یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه

... الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنا‏ اَدْرِکْنا‏ اَدْرِکْنا،‏ الأَمانَ الأَمانَ الأَمانَ....

ژ

بی تو، یک روز نشد خوب به فردا برسد.      یا دعا از سر سجاده به بالا برسد.

زندگی سخت نفس می کشد اینجا بی تو       کی به آخر نفس این شب یلدا برسد؟

چشم باران زده کوچه به راه است هنوز       کاش آهنگ قدم هات به اینجا برسد.

حسرت یخ زده پنجره ها را دریاب       تا به گرمای دمت، فصل تماشا برسد.

سیزده قرن زمین چشم به راهت مانده       نکند کار دوباره به اگر ها برسد.

درد دیرینه یک قوم، تو را می خواند       با تو این زخم قدیمی به مداوا برسد.

اگر از عمر جهان، ثانیه ای باقی بود       باید آن ثانیه حرف تو به دنیا برسد.

شجره نامه ما، مثل سحر معلوم است.      چون به سر سبزی سرشاخه طوبی برسد.

******

  
نویسنده : سید احمد احمدی شیخ شبانی ; ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ تیر ۱۳٩۳
تگ ها :