« درد دل با امام زمان (عج) »

( اشعار و دل نوشته ها )

منتظر یار ...

شب، گر رخ مهتاب نبیند، سخت است.        لب تشنه اگر آب نبیند، سخت است.
ماییم همه نوکر و ارباب تویی، یا مهدی (عج)       نوکر، رخ ارباب نبیند، سخت است.

*****

هر سحر، منتظر یار نباشم، چه کنم؟      من اگر این همه بیدار نباشم، چه کنم؟
گریه بر درد فراق تو نکردن، سخت است      خونجگر از غمت ای یار نباشم، چه کنم؟
خواستم نام مرا هم بنویسند، همین!       سر بازار خریدار نباشم، چه کنم؟
من اگر، مثل تو هر صبح و غروبی، آقا!       فکر بین در و دیوار نباشم، چه کنم؟

  
نویسنده : سید احمد احمدی شیخ شبانی ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :