« درد دل با امام زمان (عج) »

( اشعار و دل نوشته ها )

مولای من! سال نو که بدون حضور شما تحویل شد ...

* مولای من! یا صاحب العصر و الزمان (عج) !

سال نو که بدون حضور شما تحویل شد و بهار طبیعت، بدون گل وجود مبارکت فرا رسید ...
اما کاش این جمعه بیایی ...  کاش ...
... این همه دوری، برای دل من کافی نیست ... ؟ منتظرم آقا ...

 ****** 
 

دوباره پاک کن، ز جاده ها غبار را         به عاشقان نوید ده، رسیدن بهار را.
ببین دلم گرفته و، بهانه می کند تو را         به من بگو که می رسی، ز دل مبر قرار را. 
ظهور کن نگار من! بیا که از سر شعف        فدای قامتت کنم، دو چشم اشکبار را.
تمام لحظه های من، فدای یک نگاه تو        بیا و پاک کن ز دل، حدیث انتظار را. 

 ******

* یابن الحسن! مولای من!

آقا! دوباره مثل همان سال های پیش      امسال هم، بدون تو تحویل گشته است. 
یک سین کم گذاشته ام روی سفره ام،       این سفره با سلام، به تو، تکمیل می شود.

******

خوش آن دمی که بهاران، قرارمان باشد،    ظهور مهدی زهرا (س)، بهارمان باشد ... 

 ******

 روزها نو نشده، کهنه تر از دیروز است      گر کند یوسف زهرا (س) نظری، نوروز است.
لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش       آسمان، چشم به راه قدمش، هر روز است.
ای خدا! کاش بود، سال نوام عید فرج      که نگاهم نگران، منتظر آن روز است.

******

بهار آمد، دلم در انتظار است.       گل است و سبزه است و لاله زار است.
بهار هر کسی عید است و نوروز           بهار عاشقان؛ دیدار یار است.

 ****** 

عید است، ولی بدون او غم داریم          عاشق شده ایم و عشق را کم داریم.
ای کاش در این عید، ظهورش برسد          این گونه، هزار عید با هم داریم.

*****

سرخوش آن عیدی که آن بانی نور،            از کنار کعبه بنماید ظهور.
قلب ها را مهر هم عهدی زند        از حرم، بانگ « انا المهدی » زند.

******
اللهم عجل لولیک (ع) الفرج

  
نویسنده : سید احمد احمدی شیخ شبانی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها :