« درد دل با امام زمان (عج) »

( اشعار و دل نوشته ها )

ای غایب از نظر ! به خیال تو سوختیم ...

عمری در آرزوی وصال تو سوختیم.            با یاد آفتاب جمال تو سوختیم.
ما را اگر چه چشم تماشا نداده اند            ای غایب از نظر ! به خیال تو سوختیم.
ای شام هجر! کی سپری می شوی که ما            در آرزوی صبح زوال تو سوختیم.
چندی به گفتگوی فراق تو ساختیم            عمری در آرزوی وصال تو سوختیم.


*****

 گفتم : چرا قلبم دگر ، بر تار زلفت گیر نیست ؟ 
سر بر زمین افکند و گفت : خود کرده را ، تدبیر نیست.

گفتم : بیا ، در بند کش ، این بنده فرّار را 
گفتا : اگر عاشق شوی ، کاریت با زنجیر نیست.

گفتم که شاید دلبرم ! افتاده ام از چشم تو 
با غم نگاهم کرد و گفت : مهدی ، ز یاور سیر نیست.

*****
اللهم اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و محبیه

  
نویسنده : سید احمد احمدی شیخ شبانی ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :