« درد دل با امام زمان (عج) »

( اشعار و دل نوشته ها )

شعر // تقدیم به پیشگاه حضرت قمر بنی هاشم (ع)

باسمه تعالی
السلام علیک یا ساقی عطاشی کربلا ؛ یا ابالفضل العباس ؛ یا قمر بنی هاشم ،
السلام علیک ایها العبد الصالح ...

 

* تقدیم به پیشگاه ساقی تشنگان کربلاء و علمدار باوفای امام حسین (ع) :

 دریـا کشیـد نعـره، صـدا زد مرا بنوش    *    غیرت نهیب زد که بـه دریا بگو خموش
وقـتی کـه آب را بـه روی آب ریـخت     *    آمد چو موج در جگر بحر خون به جوش
گفتـا بــه آب، آب، چـه بی‌غیرتی، برو     *    بی‌آبـرو بــه ریـختن آبــرو مکــوش
آوردمــت بــه نـزد دهان تا بگویمت     *    بشنو که العطش رسد از خیمه‌ها به گوش
بـر کام خشک یوسف زهرا شدی حرام     *     با آنکه خوردن تو حلال است بر وحوش
تـو مـوج می‌زنـی و علی‌اصغر از عطش     *    گاهی به هوش آید و گاهی رود ز هوش
از بس کـه « آب، آب » شنیـدم ز تشنگان    *    دیگر نفس به سینه تنگم شده خـروش
در آب پـا نهـادم و بـر خود زدم نهیب     *    گفتم بسـوز از عطش و آب را ننـوش
بــالله بـوَد ز رشتــه عمـرم عزیزتر     *    این بند مشک را که گرفتم به روی دوش
« میثم » هزار بار اگرت سر ز تن بُرند     *    چشم از محبت علی و آل او مپوش.

 
*****

در مشک تشنه، جرعه آبی هنوز هست    *    اما به خیمه ها برسد با کدام دست؟
برخاست با تلاوت خون، بانگ یا اخا    *    وقتی کنار درک تو، کوه از کمر شکست.
تیری زدند و ساقی مستان ز دست رفت   *   سنگی زدند و کوزه لب تشنگان شکست!
شد شعله های العطش تشنگان، بلند    *    باران تیر آمد و بر چشم ها نشست
تا گوش دل شنید، صدای الست دوست    *    سر شد بلی ی تشنه لبان می الست
ناگاه بانگ ساقی اول بلند شد    *    پیمانه پر کنید، هلا عاشقان مست
باران می گرفت و سبوها که پر شدند    *    در موج تشنگی چه صدف ها که در شدند.

 
*****

 عالم ، همه نذر چشمهایت ، برگرد.        جان همه بچه ها فدایت ، برگرد.
قربان قدت شوم ، کسی آب نخواست.         دلتنگ شده ، حرم برایت ، برگرد.


*****
یا کاشف الکرب عن وجه الحسین ؛ اکشف کربنا بحق اخیک الحسین

+