« درد دل با امام زمان (عج) »

( اشعار و دل نوشته ها )

... که الا عزیز زهرا (س)! نظری نما بر این دل ...

چون دانه های برف که ریزد ز آسمان      گردیده اشک من به روی گونه ام روان.
آرام و بی صدا، بنشیند به دامنم         در هجر جانگداز تو، یا صاحب الزّمان!
دامن پر از ستاره کنم شب ز اشک چشم       فریاد سر دهم که « الغوث » و » الأمان ».
لب تشنه‌ام به وصل تو ای مهدی عزیز!      یک قطره ای بر این لب تفتیده ام رسان.
گمگشته وصال توأم، دست من بگیر        خطی نما که خال رُخَت را کند عیان.

 
*******

شود ار دهم پیامی ز صمیم دل صبا را 
که رود به سوی جانان، برساند این ندا را.

که الا عزیز زهرا (س)! نظری نما بر این دل 
که رهانی از غم خود، دل زار بینوا را.

گنهم شدست حائل، نرسد به او صدایم 
مگر آن که از عنایت، شنود ز من صدا را.

دل من فسرده گشته، ز غم فراق رویش 
چه کنم که رخ نماید، بپذیرد این گدا را.


همه عمر، من به راهش، به امید، ندبه خواندم 
چه خوش است اگر پذیرد، ز اسیر خود نوا را.

*******

من ندبه خواندم تا مگر؛ از سوی تو آید خبر.  
آقا! دعائی کن شود، این ندبه ام، صاحب اثر.

بر طاق چشمانم نگر، بشکسته است از هجر تو 
رخسار من بنگر کنون، از هر زمان افسرده تر.

سیلاب اشک از دیدگان، بر گونه هایم بین چسان 
هر دم فرو غلطیده اند، از شام تا وقت سحر.

جانم! بیا با یک نفس، جانی دوباره ده مرا 
مپسند افزون از توان، بر جان من افتد شرر.

ای وارث علم نبی (ص)! با ذوالفقار حیدری 
پا را بنه اندر رکاب، بشتاب با رمز ظفر.

*******

  
نویسنده : سید احمد احمدی شیخ شبانی ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۱
تگ ها :