« درد دل با امام زمان (عج) »

( اشعار و دل نوشته ها )

... کجایی آقا ؟

آسمان، غرق خیال است، کجایی آقا ؟

 آخرین جمعه سال است، کجایی آقا ؟

یک نفس، عاشق اگر بود زمین، می فهمید؛ 

عاشقی، بی تو محال است، کجایی آقا ؟


******

الا ظهور تو، عید تمام منتظران      بیا که بی تو بود تلخ، کام منتظران.
به نغمه های هزاران، نیاز نیست که هست      نشاط، بی گل رویت، حرام منتظران.
بیا ز ساغر چشمت، شراب وصل ببخش      که پر ز خون جگر، گشته جام منتظران.
تو بامداد وصالی، پس از سیاهی شب      تو، آفتاب امیدی، به بام منتظران.

******

زمستان، خسته شد از بی بهاری       جهان، می لرزد از این بی قراری.
گمانم؛ جمعه ای باقی نمانده،       خدایا! تا به کی چشم انتظاری؟


******
اللّهم عجّل لولیک (ع) الفرج.

  
نویسنده : سید احمد احمدی شیخ شبانی ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :

دیدار ماه دوازدهم ...

خوشا بحال سال 1390، که او هم ماه دوازدهمش را دید،
و عمرش به سر آمد و در حال رفتن است ... !،

اما، من می ترسم که عمرم به سر برسد، 
در حالی که « ماه دوازدهم » را ندیده باشم ... !!! 


*****
یا صاحب الزمان (عج)!
الغوث، الأمان، ...
ادرکنا، ادرکنا، ادرکنا ...

  
نویسنده : سید احمد احمدی شیخ شبانی ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! ...

ای قبله نمازگزاران آسمان!        ای خلق عالمت به سر سفره میهمان!
هجر تو کرده، قامت اسلام را کمان       الغوث یابن فاطمه! الغوث ( ادرکنی )، الأمان.

« عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! »

 

ای روح دین! حقیقت ایمان! بیا، بیا        ای جان جان و مصلح کل جهان! بیا. 
تنها امید عترت و قرآن، بیا، بیا       خورشید، تا به کی، در پس ابرها، نهان؟ 

« عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! »


ای غائب از نگاه و چراغ دل همه!       داغ فراق تو، شده داغ دل همه. 
گل کرده این شراره به باغ دل همه        آه از جگر بر آمده، آتش گرفته جان.

« عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! »


ای پر ز اشک چشم تو صحرا! بیا، بیا        ای سینه سوز ناله زهرا (س)! بیا، بیا. 
ای آرزوی زینب کبری (س)! بیا، بیا        تا چند سرو قامت دخت علی (ع)، کمان؟

« عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! »


مولا (ع)، کنار چاه، صدا می زند تو را       زهرا (س)، به سوز و آه، صدا می زند تو را. 
زینب (س) به قتلگاه، صدا می زند تو را       زخم عزیز فاطمه (س) گوید به صد زبان؛ 

« عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! »


از قلب داغدیده، ندا می رسد؛ بیا       از ناله کشیده، ندا می رسد؛ بیا. 
از حنجر بریده، ندا می رسد؛ بیا       ای داغدار لعل لب و چوب خیزران!  

« عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! »


تا کی، ز دیده اشک فشانیم؟ سیّدی!       تا کی، در انتظار بمانیم؟ سیّدی! 
تا کی، دعای ندبه بخوانیم؟ سیّدی!       تا کی، سر بریده جد تو بر سنان؟ 

« عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! »


یاران! دعا کنید که دلدار می رسد        خورشید، از درون شب تار می رسد. 
صبح ظهور و وصل رخ یار می رسد        میثم! بریز اشک و دعای فرج بخوان؛ 

« عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان! »


*****

ترسم که شعر سنگ مزار من، این شود؛  
« این هم، جمال یوسف زهرا (عج)، ندید و رفت. »

 
*****
اللهم عجل لولیک (ع) الفرج

  
نویسنده : سید احمد احمدی شیخ شبانی ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :